بنگر کنون که می روم
در افق پنهان می شوم
آسمان یک دم تیره دل می شود
سایه یی غمگین می رود!!!
نوشته شده توسط در به در ثانیه ها در شنبه شانزدهم مهر 1384 ساعت 18:8 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

اما هنوز اين مرد تنهاي شکيبا
با كولهبار شوق خود ره ميسپارد
تا از دل اين تيرگي نوري برآرد
در هر كناري شمع شعري
مي گذارد
اعجاز انسان را هنوز اميد دارد
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY