گويند که عسل شيرين است اما چون زهر بود در کام من گويند که عسل مرهم است اماچون زخم بود در جان من تو, بيا شايد که مرهمي بر جان من دانم که نخواهد شد مرهم بر جان من اما چه دريغ از تسکيني گر نکني تسکين تو جان مرا بدان که قصه ي عشق شوم کنم اشک از ديده روان!!!!
نوشته شده توسط در به در ثانیه ها در جمعه بیست و دوم مهر 1384 ساعت 0:30 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

اما هنوز اين مرد تنهاي شکيبا
با كولهبار شوق خود ره ميسپارد
تا از دل اين تيرگي نوري برآرد
در هر كناري شمع شعري
مي گذارد
اعجاز انسان را هنوز اميد دارد
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY