باید از اینجا رفت
نه فقط از اینجا
که از این رفتن بی حرکت و از هرچه سکون باید رفت
حرفم از رفتن از "اینجا" نیست
هرکجا "اینجا" نیست
آن چه اینجا به میان است
ز درون پیدا نیست
رفتن از قالب عشق و رفتن از شط عبور
گر از این دو توانی رفتن
رفتنت معناییست...
نوشته شده توسط نابخشوده در جمعه بیست و یکم تیر 1387 ساعت 14:28 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

اما هنوز اين مرد تنهاي شکيبا
با كولهبار شوق خود ره ميسپارد
تا از دل اين تيرگي نوري برآرد
در هر كناري شمع شعري
مي گذارد
اعجاز انسان را هنوز اميد دارد
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY