«آن دل که تو دید ه ای ز غم خون شد و رفت»
«وز دیده ی خون گـرفـته بیـرون شـد و رفـت»
«روز ی بــــه هــــــوای عـشـق سـیـری کـرد»
«لیــلی صفـتـی بـدیـد و مـجنـون شــد و رفـت»
نوشته شده توسط در به در ثانیه ها در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 23:28 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

اما هنوز اين مرد تنهاي شکيبا
با كولهبار شوق خود ره ميسپارد
تا از دل اين تيرگي نوري برآرد
در هر كناري شمع شعري
مي گذارد
اعجاز انسان را هنوز اميد دارد
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY