خدایا!
به من زیستی عطا کن، که در لحظه مرگ، به بی ثمری لحظه ای که برای زیستن تلف کرده ام،سوگوار نباشم!


انسان نمی تواند به اسمان نیندیشد!
چگونه میتواند؟!
مگر انسانهایی که عمر را بی چرا،
به چریدن مشغولند و سر به زمین فرو برده اند
و پوزه در خاک دارند و غرق دراب و علف اند
اینها که گوسفندان دو پایند!


عشق حقیقی،عشقی است فراتر از انسان و فروتر از خدا!


انسان نقطه ایست میان دو بی نهایت،بی نهایت لجن،بی نهایت فرشته!


اگر پادشاهان می دانستند چه لذتی دارد در میان برگهای کتاب به دنبال واژه ها گشتن،به خاطر ان لذت،شمشیرها می کشیدند.



خدایا!
اندیشه و احساس مرادر سطحی پایین میار که زرنگی های حقیر و پست های نکبت بارو پلید این شبه ادم های اندک را متوجه شوم،چه دوست تر میدارم ،بزرگواری گول خور باشم تا هم چون اینان کوچکواری گول زن!

 

دکتر علی شریعتی


 

نوشته شده توسط در به در ثانیه ها در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت